پرسش و پیام
برای ارسال پیام یا پرسش، اینجا را کلیک کنید


جستجو


سایت‌های دینی
 مؤسسه‌ی تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف

مؤسسه‌ی امام صادق علیه‌السلام

مرکز آل البیت علیهم‌السلام

مرکز الأبحاث العقائدیة

أسئلة الشیعة

جناب سید علی حسینی سیستانی

جناب سید موسی شبیری زنجانی

جناب شیخ حسین وحید خراسانی

جناب شیخ لطف‌الله صافی گلپایگانی

جناب شیخ یدالله دوزدوزانی

جناب سید محمد سعید حکیم

جناب سید محمد حسینی شاهرودی

جناب سید صادق حسینی شیرازی

جناب سید صادق حسینی روحانی

جناب سید علی حسینی میلانی

جناب شیخ حسن میلانی

جناب سید جعفر سیدان

جناب محمدرضا حکیمی

پایگاه‌های اسلامی

دارالحدیث
متن ارسالی

ویرایش

مشاهده‌ی پیش‌نمایش

چنانچه ایمیل‌تان را صحیح درج کنید، پاسخ را حداکثر تا یک‌هفته، در سایت و یا ایمیل خود، مشاهده خواهید نمود
با درج ایمیل غیرواقعی، ممکن است پیام‌تان هرزنامه (spam) تلقی شده و نخوانده، حذف گردد

نام ایمیل


تعریف فقهی وطن و إعراض و حکم تعدّد وطن « نماز قضا، قصر، آیت، جماعت و غیرها « پرسش‌ها « سیصدوسیزده امیر
2475بازدید

تعریف فقهی وطن و إعراض و حکم تعدّد وطن

تعریف فقهی وطن چیست و اینکه با چه شرایطی یک محل، حکم وطن را پیدا می‌کند؟ آیا ملاک، میزان رفت‌وآمد است یا اقامت؟ آیا یک فرد می‌تواند چندین وطن داشته باشد؟ «اعراض از وطن» دقیقاً چیست؟ و اینکه تشخیص خود مکلف، چقدر در این مسایل نقش دارد؟

تشخیص این موارد، بر عهده‌ی خود مکلف، دانسته می‌شود که بعد از تعلّم دقیق حکم شرعی، مورد و مصداق آن را پیدا می‌کند. در تعریف وطن فرموده‌اند:

1.محل استقرار اصلی فرد که از اول در آنجا بوده و معمولاً زادگاه وی و محل سکونت والدین‌ش می‌باشد.

2.مکانی که به‌عنوان محل استقرار و زندگی، انتخاب کرده و می‌خواهد برای همیشه یا مدت طولانی در آنجا بماند در حدی که عرف، وی را در آنجا مسافر ندانسته و محل را مقرّ او می‌داند.

هر یک از این دو مورد، مادام که از آن، اِعراض نشده، وطن محسوب می‌گردد. اِعراض را این‌گونه تعریف کرده‌اند که شخص، تصمیم بگیرد آن‌جا را هرگز برای سکونت انتخاب نکند. نه که مطلقاً رفت‌وآمد نکند ولو مثلاً برای دیدار اقوام و...

بنا بر آنچه گذشت، شخص می‌تواند چند وطن داشته باشد. مثلاً به این شکل که زادگاه و وطن کودکی‌اش شهر «الف» باشد ولی در جوانی، همراه خانواده به شهر «ب» رفته و چند سال با قصد توطن، در آن‌جا سکونت نماید بدون اینکه تصمیم قطعی بر عدم بازگشت سکونتی به «الف» گرفته باشد. سپس ازدواج کرده و برای سکونت طولانی‌مدت، به شهر «ج» که محل سکونت خانواده‌ی همسرش است برود.

حتی اگر در همین حال و به اقتضای جهات شخصی، خانه‌ای در شهر «د» گرفته و اراده کند سال‌ها در آن اقامت نماید (به این نحو که نیمی از سال را در «د» و نیم دیگر را در «ج» بگذراند) هر دو مکان، وطن او محسوب می‌شود.




ارسال آدرس این صفحه به ایمیل دیگران

درباره‌ی 313 امیر
حکایت «313 امیر» حکایت مؤمنانی است که در شب سرد و تاریک غیبت کبرای ولیّ والاشأن خود «عجّل الله تعالی فرجه الشریف» مشعل یاد او را بر دل‌های خود، فروزان کرده‌اند تا خستگی ناشی از ظلم ظالمان و جهل جاهلان، آنان را در مسیر علم به «حقائق دین مبین» و عمل خالصانه به آن، سست نکند

بزرگ‌مردانی که در کوران وقایع و طوفان حوادث، بر سر عهد و پیمان‌شان با خالق‌شان «تقدّست اسمائه» باقی اند و در برابر حیل شیاطین جن و انس، در تبدیل و تحریف دین خدا و نهادن بدعت‌ها در آن، ذره‌ای از «قول ثابت» خود فرو ننشسته‌اند

همان اولیاء خدا که در طلیعه‌ی قیام قائم آل محمّد «صلی الله علیه و آله و سلم» به او می‌پیوندند و هرکدام، بر فوجی از مؤمنان، «امیر» می‌گردند تا بنیان‌های توحید ناب و تعبد خالص را علی‌رغم امیال کافران «دل»خواه‌گرا، در سراسر جهان، نهاده نمایند

آری! همان‌ها را می‌گویم که زمینی بر زمین دیگر، فخر می‌کند که بدان و آگاه باش امروز یکی از آن 313 امیر، پای بر من گذاشت همان‌طور که نگارنده‌ی این سطور، فخر می‌کند که نام والای آنان را بر پایگاه اطلاع‌رسانی خود، نهاده است و بیشتر فخر خواهد کرد اگر توفیق یابد، تحت لوای یکی از آن 313 امیر، به نهضت حضرت بقیّةالله الاعظم «ارواحنا فداه» خدمتی نماید

..لو ادرکته لخدمته ایّام حیاتی...