پرسش و پیام

برای ارسال پیام یا پرسش از طریق نرم‌افزار تلگرام اینجا را کلیک کنید

در غیر این صورت می‌توانید با ایمیل ذیل در ارتباط باشید



جستجو


سایت‌های دینی
 مؤسسه‌ی تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف

مؤسسه‌ی امام صادق علیه‌السلام

مرکز آل البیت علیهم‌السلام

مرکز الأبحاث العقائدیة

أسئلة الشیعة

جناب سید علی حسینی سیستانی

جناب سید موسی شبیری زنجانی

جناب شیخ حسین وحید خراسانی

جناب شیخ یدالله دوزدوزانی

جناب شیخ لطف‌الله صافی گلپایگانی

جناب سید محمد سعید حکیم

جناب سید محمد حسینی شاهرودی

جناب سید صادق حسینی شیرازی

جناب سید صادق حسینی روحانی

جناب سید علی حسینی میلانی

جناب شیخ حسن میلانی

جناب سید جعفر سیدان

جناب محمدرضا حکیمی

پایگاه‌های اسلامی

دارالحدیث
تحلیل سندی و دلالی روایتی در نهی از اصرار بر متعه « متعه، شهـوت « پرسش‌ها « سیصدوسیزده امیر
پرسش‌ها » متعه، شهـوت »
2505بازدید

تحلیل سندی و دلالی روایتی در نهی از اصرار بر متعه

حدیثی از حضرت امام کاظم(ع) نقل شده به این نحو که: «نسبت به متعه‌گرفتن، اصرار نکنید و از زنان دائم خود، روی‌گردان نشوید تا آنها از شما بیزار شوند و نفرین کنند به کسی که امر به متعه نموده است و او را لعنت کنند». بفرمایید این حدیث اولاً از چه درجه‌ی اعتباری، برخوردار است؟ ثانیاً چگونه با احادیث دیگر در زمینه‌ی ثواب متعه و کثرت آن، جمع می‌شود؟

روایتی دقیقاً به این شکل، در کتب حدیثی مشاهده نمی‌شود. البته مشابه آن، وجود دارد با این توضیح که اولاً منتسب به حضرت هادی(ع) دانسته شده و نه حضرت کاظم(ع) (درایةالنور، ارزیابی سندی الوسائل ح26423) ثانیاً از حیث سند و دلالت، ملاحظاتی بر آن وارد است:

«عدّة من أصحابنا عن سهل بن زیاد عن محمد بن الحسن بن شمون قال کتب أبوالحسن علیه‌السلام إلى بعض موالیه لا تلحّوا على المتعة إنما علیکم إقامة السنة فلا تشتغلوا بها عن فرشکم و حرائرکم فیکفرن و یتبرین و یدعین على الآمر بذلک و یلعنونا؛

جناب کلینی روایت می‌کند از بعض اصحاب‌ش از سهل بن زیاد از محمد بن الحسن بن شمون که امام علیه‌السلام به بعضی از پیروان‌ش نوشت: بر متعه اصرار نکنید. آنچه بر عهده‌ی شماست برپاداشتن سنت است. پس با مشغولیت به متعه، از رسیدگی به همسران دائم خود، باز نمانید که آنان به کفر و نفرت نیفتند و بر دستوردهنده‌ی آن، نفرین نکنند و ما را لعن ننمایند» (الکافی ج5 ص453)

1.راوی اصلی روایت، «محمد بن الحسن بن شمون» است که در کتب علم رجال، چنین وصف شده است: «واقف ثم غلا و کان ضعیفاً جداً فاسد المذهب؛ از فرقه‌ی منحرف واقفه بود سپس به اهل غلو پیوست. راوی بسیار ضعیفی است و از جهت عقیدتی فاسد» (رجال‌النجاشی ص335)

2.درباره‌ی «سهل بن زیاد» (راوی بعدی) اختلاف نظر رجالی مهمی وجود دارد (الموسوعةالرجالیةالمیسرة ص227)

3.صرف‌نظر از اشکال در سند و با فرض وثاقت روات، راوی اصلی (ابن شمون)، مطلب را نه از کلام، بلکه از کتابت امام(ع) آنهم خطاب به فردی نامعلوم با احوال نامشخص روایت می‌کند. همین امر می‌تواند موجب برخی ابهامات و طرح بعضی سؤالات گردیده و استناد به روایت را مشکل نماید.

4.تعبیر «بر متعه اصرار نکنید» خطاب به مردان متأهل، با تعبیر «کلاً متعه نکنید» تفاوت دارد. آنچه که معمولاً مطلوب زنان شوهردار است، «کلاً متعه نکنید» است و زنانی که با نفس متعه مخالف‌ند نمی‌توانند در توجیه مخالفت‌شان، به روایتی استناد کنند که نفس متعه را تأیید ولی زیاده‌روی در آن را نفی کرده است.

5.از تعبیر «آنچه بر عهده‌ی شماست برپاداشتن سنت است» و آنچه بعدش آمده، می‌توان برداشت کرد که سنت متعه را باید اقامه نمود ولو موجب ناراحتی همسر شود اما فراتر از اقامه‌ی سنت، اگر موجب بعضی مفاسد گردد، مورد توصیه نیست. به‌عبارتی، موضوع «اقامه‌ی سنت متعه» در هر حال باید اجرا شود و نفی آن، خط‌قرمز است.

6.رفتار کسی که فراتر از اقامه‌ی سنت، به‌دنبال متعه می‌رود و حتی به قیمت بی‌دینی همسرش بابت کوتاهی در رسیدگی، بازهم بر انجام متعه، ولع داشته و اصرار می‌کند، چندان با انگیزه‌ی الهی و للهی تناسب ندارد. این در حالی است که حداقل برخی از روایات ثواب متعه، مربوط به فردی است که با انگیزه‌ی الهی، متعه می‌کند.

7.تعبیر «با مشغولیت به متعه، از رسیدگی به همسران دائم خود، باز نمانید» شامل کسی که متعات متعدده دارد و در عین حال، به همسران دائمی خود نیز به نحو شایسته رسیدگی می‌نماید، نمی‌شود.




ارسال آدرس این صفحه به ایمیل دیگران

درباره‌ی 313 امیر
حکایت «313 امیر» حکایت مؤمنانی است که در شب سرد و تاریک غیبت کبرای ولیّ والاشأن خود «عجّل الله تعالی فرجه الشریف» مشعل یاد او را بر دل‌های خود، فروزان کرده‌اند تا خستگی ناشی از ظلم ظالمان و جهل جاهلان، آنان را در مسیر علم به «حقائق دین مبین» و عمل خالصانه به آن، سست نکند

بزرگ‌مردانی که در کوران وقایع و طوفان حوادث، بر سر عهد و پیمان‌شان با خالق‌شان «تقدّست اسمائه» باقی اند و در برابر حیل شیاطین جن و انس، در تبدیل و تحریف دین خدا و نهادن بدعت‌ها در آن، ذره‌ای از «قول ثابت» خود فرو ننشسته‌اند

همان اولیاء خدا که در طلیعه‌ی قیام قائم آل محمّد «صلی الله علیه و آله و سلم» به او می‌پیوندند و هرکدام، بر فوجی از مؤمنان، «امیر» می‌گردند تا بنیان‌های توحید ناب و تعبد خالص را علی‌رغم امیال کافران «دل»خواه‌گرا، در سراسر جهان، نهاده نمایند

آری! همان‌ها را می‌گویم که زمینی بر زمین دیگر، فخر می‌کند که بدان و آگاه باش امروز یکی از آن 313 امیر، پای بر من گذاشت همان‌طور که نگارنده‌ی این سطور، فخر می‌کند که نام والای آنان را بر پایگاه اطلاع‌رسانی خود، نهاده است و بیشتر فخر خواهد کرد اگر توفیق یابد، تحت لوای یکی از آن 313 امیر، به نهضت حضرت بقیّةالله الاعظم «ارواحنا فداه» خدمتی نماید

..لو ادرکته لخدمته ایّام حیاتی...

Design and program by alireza
2007 - 2017