پرسش و پیام
برای ارسال پیام یا پرسش، اینجا را کلیک کنید


جستجو


سایت‌های دینی
 مؤسسه‌ی تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف

مؤسسه‌ی امام صادق علیه‌السلام

مرکز آل البیت علیهم‌السلام

مرکز الأبحاث العقائدیة

أسئلة الشیعة

جناب سید علی حسینی سیستانی

جناب شیخ حسین وحید خراسانی

جناب شیخ لطف‌الله صافی گلپایگانی

جناب شیخ یدالله دوزدوزانی

جناب سید صادق حسینی شیرازی

جناب سید صادق حسینی روحانی

جناب سید محمد سعید حکیم

جناب سید محمد حسینی شاهرودی

جناب سید علی حسینی میلانی

جناب شیخ حسن میلانی

جناب محمدرضا حکیمی

جناب سید جعفر سیدان

دارالحدیث

پایگاه‌های اسلامی
متن ارسالی

ویرایش

مشاهده‌ی پیش‌نمایش

چنانچه ایمیل‌تان را صحیح درج کنید، پاسخ را حداکثر تا یک‌هفته، در سایت و یا ایمیل خود، مشاهده خواهید نمود
با درج ایمیل غیرواقعی، ممکن است پیام‌تان هرزنامه (spam) تلقی شده و نخوانده، حذف گردد

نام ایمیل


همسر حسود را تنبیه کن « نکاح، خانواده « نوشتارها « سیصدوسیزده امیر
نوشتارها » نکاح، خانواده »
667بازدید

همسر حسود را تنبیه کن

روایتی از امام صادق(ع): «جاء رجل إلی أمیرالمؤمنین علیه‌السلام فقال: یا أمیرالمؤمنین إنّ امرأتی حلبت من لبنها فی مکوک فأسقته جاریتی. فقال: أوجع امرأتک و علیک بجاریتک؛ مردی نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و گفت: ای امیرمؤمنان! همسر من از شیر خود در ظرفی دوشیده و به کنیزم خورانده است. فرمود: همسرت را تنبیه کن و با کنیزت باش» (وسائل‌الشیعة ج20 ص393)

این روایت، قابل توجه کسانی است که مدعی‌ند در صدر اسلام، حسادت زنان، منتفی بوده و تعدد زوجات، مقبول آنان و یا مدعیاتی از این دست. زنی تحت فشار حسادت و با برداشتی غلط از بحث محرمیت رضاعی، شیر خود را به کنیز شوهرش می‌خوراند تا به خیال خود، آن کنیز، فرزندش محسوب شده و بر شوهرش حرام گردد! غافل از این‌که: «لا رضاع بعد فطام؛ بعد از دوران شیرخوارگی، محرمیت شیری واقع نمی‌شود» (الکافی ج5 ص443)

نکته‌ی دیگر روایت، بی‌اعتنایی حضرت مولا(ع) به حسادت آن زن و عدم دلسوزی عوامانه برای اوست. کاری که امروزه رایج یا متوقع است و گاه به عنوان «اخلاق دینی» هم توصیه می‌شود اما می‌بینیم که حسب حکایت، حضرت مولا(ع) برعکس، امر به تنبیه آن زن نیز می‌کند! برخی متمایلان به فمنیسم که ادعای اسلام و تشیع می‌کنند، در مقابل امثال این روایت، چه جوابی دارند؟




ارسال آدرس این صفحه به ایمیل دیگران

درباره‌ی 313 امیر
حکایت «313 امیر» حکایت مؤمنانی است که در شب سرد و تاریک غیبت کبرای ولیّ والاشأن خود «عجّل الله تعالی فرجه الشریف» مشعل یاد او را بر دل‌های خود، فروزان کرده‌اند تا خستگی ناشی از ظلم ظالمان و جهل جاهلان، آنان را در مسیر علم به «حقائق دین مبین» و عمل خالصانه به آن، سست نکند

بزرگ‌مردانی که در کوران وقایع و طوفان حوادث، بر سر عهد و پیمان‌شان با خالق‌شان «تقدّست اسمائه» باقی اند و در برابر حیل شیاطین جن و انس، در تبدیل و تحریف دین خدا و نهادن بدعت‌ها در آن، ذره‌ای از «قول ثابت» خود فرو ننشسته‌اند

همان اولیاء خدا که در طلیعه‌ی قیام قائم آل محمّد «صلی الله علیه و آله و سلم» به او می‌پیوندند و هرکدام، بر فوجی از مؤمنان، «امیر» می‌گردند تا بنیان‌های توحید ناب و تعبد خالص را علی‌رغم امیال کافران «دل»خواه‌گرا، در سراسر جهان، نهاده نمایند

آری! همان‌ها را می‌گویم که زمینی بر زمین دیگر، فخر می‌کند که بدان و آگاه باش امروز یکی از آن 313 امیر، پای بر من گذاشت همان‌طور که نگارنده‌ی این سطور، فخر می‌کند که نام والای آنان را بر پایگاه اطلاع‌رسانی خود، نهاده است و بیشتر فخر خواهد کرد اگر توفیق یابد، تحت لوای یکی از آن 313 امیر، به نهضت حضرت بقیّةالله الاعظم «ارواحنا فداه» خدمتی نماید

..لو ادرکته لخدمته ایّام حیاتی...