پرسش و پیام
برای ارسال پیام یا پرسش، اینجا را کلیک کنید


جستجو


سایت‌های دینی
 مؤسسه‌ی تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف

مؤسسه‌ی امام صادق علیه‌السلام

مرکز آل البیت علیهم‌السلام

مرکز الأبحاث العقائدیة

أسئلة الشیعة

جناب سید علی حسینی سیستانی

جناب شیخ حسین وحید خراسانی

جناب شیخ لطف‌الله صافی گلپایگانی

جناب شیخ یدالله دوزدوزانی

جناب سید صادق حسینی شیرازی

جناب سید صادق حسینی روحانی

جناب سید محمد سعید حکیم

جناب سید محمد حسینی شاهرودی

جناب سید علی حسینی میلانی

جناب شیخ حسن میلانی

جناب محمدرضا حکیمی

جناب سید جعفر سیدان

دارالحدیث

پایگاه‌های اسلامی
متن ارسالی

ویرایش

مشاهده‌ی پیش‌نمایش

چنانچه ایمیل‌تان را صحیح درج کنید، پاسخ را حداکثر تا یک‌هفته، در سایت و یا ایمیل خود، مشاهده خواهید نمود
با درج ایمیل غیرواقعی، ممکن است پیام‌تان هرزنامه (spam) تلقی شده و نخوانده، حذف گردد

نام ایمیل


پروانگان شمع جنون یا پیش‌آهنگان شوق جنان؟ « عبادة، عبودیت و بندگی « نوشتارها « سیصدوسیزده امیر
443بازدید

پروانگان شمع جنون یا پیش‌آهنگان شوق جنان؟

از حضرت سیدالشهداء(ع):

«صبراً بنی الکرام فما الموت إلا قنطرة تعبر بکم عن البؤس و الضرّاء إلى الجنان الواسعة و النعیم الدائمة فأیکم یکره أن ینتقل من سجن إلى قصر؛ شکیبایی پیشه کنید ای فرزندان گرامیان! چرا که مرگ، چیزی نیست جز پلی که شما را از رنج و سختی، گذر داده و به بهشت‌های گسترده و نعمت‌های همواره می‌رساند. کدام‌یک از شما خوش ندارد که از زندانی به کاخی منتقل گردد؟» (معانی‌الأخبار، الصدوق ص289)

اگر در گرماگرم حرب کربلاء، سخنوری و هدایت فکری لشگر حق را به‌جای آن مولای معصوم علیه‌السلام به خطیبی از عارف‌مسلکان و عاشق‌پیشگان وا می‌نهادند شاید به‌جای آن‌چه گذشت، چنین سخنانی روایت می‌شد:

«ای پروانگان شمع جنون که در غم عشق یار، پر و بال سوزانده‌اید! شما را چه کار به بهشت و جهنم و دنیا و آخرت که شما را سودای دیگری است و غوغای برتری! سخن شما عشق است و هدف شما فنا! کدام‌یک از شما خوش ندارد که از زندان تن، رها شود و در معشوق، فانی گردد؟ پس خود را در آتش این عشق اهورایی بیفکنید و به وصال دوست رسید تا از خاکستر کالبدهای‌تان سیمرغ برآید و غزل هوالمعشوق بسراید!»

.....

«إن فی ذلک لعبرة لأولی الأبصار» (سورةآل‌عمران آیة13)




ارسال آدرس این صفحه به ایمیل دیگران

درباره‌ی 313 امیر
حکایت «313 امیر» حکایت مؤمنانی است که در شب سرد و تاریک غیبت کبرای ولیّ والاشأن خود «عجّل الله تعالی فرجه الشریف» مشعل یاد او را بر دل‌های خود، فروزان کرده‌اند تا خستگی ناشی از ظلم ظالمان و جهل جاهلان، آنان را در مسیر علم به «حقائق دین مبین» و عمل خالصانه به آن، سست نکند

بزرگ‌مردانی که در کوران وقایع و طوفان حوادث، بر سر عهد و پیمان‌شان با خالق‌شان «تقدّست اسمائه» باقی اند و در برابر حیل شیاطین جن و انس، در تبدیل و تحریف دین خدا و نهادن بدعت‌ها در آن، ذره‌ای از «قول ثابت» خود فرو ننشسته‌اند

همان اولیاء خدا که در طلیعه‌ی قیام قائم آل محمّد «صلی الله علیه و آله و سلم» به او می‌پیوندند و هرکدام، بر فوجی از مؤمنان، «امیر» می‌گردند تا بنیان‌های توحید ناب و تعبد خالص را علی‌رغم امیال کافران «دل»خواه‌گرا، در سراسر جهان، نهاده نمایند

آری! همان‌ها را می‌گویم که زمینی بر زمین دیگر، فخر می‌کند که بدان و آگاه باش امروز یکی از آن 313 امیر، پای بر من گذاشت همان‌طور که نگارنده‌ی این سطور، فخر می‌کند که نام والای آنان را بر پایگاه اطلاع‌رسانی خود، نهاده است و بیشتر فخر خواهد کرد اگر توفیق یابد، تحت لوای یکی از آن 313 امیر، به نهضت حضرت بقیّةالله الاعظم «ارواحنا فداه» خدمتی نماید

..لو ادرکته لخدمته ایّام حیاتی...